تبليغاتX
راهی به سوی اغاز - طلوع
 طلوع
آنزمان که من را گم کردم تو را پیدا کردم

همان شب بودنت تمام هستی من را پر کرد

همان شب که شهر با تمامی بزرگیش پیش چشمانم چراغ بود و نور فقط

و  خورشید چشمانت

 طلوع عشق را در شب رقم میزد

و من بیمناک غروب

|+| نوشته شده توسط د در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
 
 
بالا
Stats Maker