آنزمان که من را گم کردم تو را پیدا کردم
همان شب بودنت تمام هستی من را پر کرد
همان شب که شهر با تمامی بزرگیش پیش چشمانم چراغ بود و نور فقط
و خورشید چشمانت
طلوع عشق را در شب رقم میزد
و من بیمناک غروب
|
+| نوشته شده توسط
د در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388